تبليغاتX
لوچ خندان
لوچی درد نیست که درمانست و از اینروست که لوچ خندانست
 دوستی
دوستی از زیباترین احساسات بشریه حتا اگه ویرتوال باشه. من از طریق این وبلاگ و در کل اینترنت دوستان زیادی پیدا کردم، آدمایی كه از طریق رد بدل کردن کلمات به هم دوخته شدیم، و دوستی تعهد به وجود میاره، این هم از خواص دوستیه و در این مورد گاهی همه مون  دچار کمبود میشیم، گاهی ریتم زندگی روزمره به شکلیه كه وقت یا حوصله نوشتن و یا تعریف کردن چیزی، قسمت کردن حسی یا خبری باقی نمیمونه و کاملا طبیی یه كه دوستان از این وضیعت رنجیده خاطر بشن. من به علت شرایط فعلی کاریم بیشتر وقتم در سفر میگذره، برای اجرای نمایشاتم طی ۱ سال گذشته ۴ مورد سفر نسبتا طولانی داشتم، الان هم در برلین هستم كه با یک گروه ۲۰ نفره  بازیگر در حال اجرای نمایش سرزمین هیچ کس  هستیم، ۲ هفته اینجا خواهم بود و بعد از بازگشت به هلند تدارک کار بعدی شروع میشه كه ۴ ماه بعد باید در اسپانیا به اجرا برسه، و بعد باز سفر  به ایران و بعد لبنان و..... میدونین كه این حرفه وقت و نیروی زیادی از آدم میگیره و هر چقدر هم دل میخواد كه بیاد به توقفگاه لوچ و با شما گپ بزنه، بیشتر روزا بدن و ذهن از فرط خستگی نمیکشه و این جاست كه میدونم كه دارم در مورد  دوستام کوتاهی میکنم و شرمنده میشم، اما بازم هر وقت دنیا لحظه یی  دست از سرم برداره اولین جایی كه میام بازم همینجا و پیش شما .
|+| نوشته شده توسط فرهاد در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388  |
 سکوت

مدت زیادی كه اینجا سکوت کردم . گاهی وقتا  اینقدر گفتنی هست كه بهتره آدم ساکت بمونه. از زمان انتخابات تا حالا دست کم هزار بار میخواستم كه چیزایی رو بنویسم اما سکوت کردم، آخه نه تحلیلگر سیاسی هستم نه اصلا اینکه من چی فکر میکنم یا چی حس میکنم برای کسی اهمیتی داره ، یعنی نبایدم داشته باشه، اگه قرار باشه به نظر و احساس ۶ میلیارد جمیعت این سیاره نگون بخت گوش داده  بشه كه نمیشه! میشه؟ نه دیگه نمیشه كه.

خوب این مدت ساکت موندم و بیشتر خوندم كه بفهمم دیگران چی میگن؟ همیشه كه نباید حرف زد، میشه هم فقط گوش داد، خوب منم این کار کردم، البته توی این مدت سید یعقوب چند تا ایده ناب اقتصادی و سیاسی جدید و انقلابی هم برم فرستاد كه نظر بدم، منم نظر دادم، نمیدونم ایده هاش  تا چه حد با استقبال رو به رو بشن؟ اما ظاهرا یکی از مغذای بزرگ اقتصادی کشورمونه، حیف كه قدرش رو  نمیدونن. والا دلم خونه. به قول ادیب بزرگمون: دلمون بدجور گرفته! البته اینم اشکالی نداره، دل برای همین چیزا درست شد دیگه: بگیره، باز بشه، تنگ بشه... خلاصه یک تکه عضله اس كه کارش همین چیزاس دیگه، شما نگران من نباشین، این نیز بگذارد. تا حالش كه دوم آوردیم باقیشم دوام میاریم.
|+| نوشته شده توسط فرهاد در یکشنبه سوم آبان 1388  |
 
 
بالا