تبليغاتX
لوچ خندان - آمریکا دوبله به فارسی!
لوچی درد نیست که درمانست و از اینروست که لوچ خندانست
 آمریکا دوبله به فارسی!

عاشق فیلمای آمریکائی بود.

از بچگی دیوونه ی فیلمای به اصطلاح وسترن بود، وقتی بزرگ شد تازه فهمید که بیشتر وسترنهائی که دوست داشت اصلن توی آمریکا ساخته نشدن بلکه ساخته و پرداخته ی ایتالیا بودن و صحرای آریزونا، در واقع بیابونای سیسیل بودن! سرخپوستای توی فیلم "آپاچی" نبودن بلکه از بازیگرای سیاهی لشکر سیسیلی و ناپلی بودن و نماهای شهری هم نه توی هالیوود بلکه توی " چینه چیتای" رم سر هم بندی شدن!

چند سال پیش تصمیم گرفت به آمریکا مهاجرت کنه، بهش گفتم که اون مردم و مملکت  با روحیه ی توشاید سازگار نباشه، زبانم که بلد نیستی! اون افسانه ی " رویای آمریکا" هم که دیگه کفگیرش خورده ته ی دیگ! براق شد که: اولن که آمریکا خیلیم به روحیه ی من جوره! اصلن من همیشه احساس میکردم که اینجا( ایران) جام نیست، واسه ی اینجا ساخته نشدم! دوومندش که آمریکا زبون لازم نداره! اگه هم لازم داشته باشه سه سوته یاد میگیرم!!( این حرفش حقیقت داره اما بسته به اینه که اون سه تا سوتو با چه فواصلی بزنه؟) " موفقیت توی آمریکام که ردخورد نداره! " رویای آمریکائی" یعنی چی؟!!

اونجا وضع همه توپ توپه! مگه خیله پپه باشی که در بمونی! اصلن به تو چه که میخوام برم آمریکا؟!!!

خلاصه با اون خیال و شور بار و بنه رو بست و رفت به سلامت!

سینما روی زندگی روزمره ی ما ایرانیا خیلی تاثیر داره، فقط یه اشکال بزرگ اینه که فیلمای فرنگی رو با دوبله ی فارسی نشونمون میدن! وقتی سالها "آرتیسته"ی فیلمای وسترن با صدای لاتای چاله میدون خودمون صحبت میکنه، معشوقش مثل دختر همسایه ی خودمون قر و قمیش میاد، وقتیکه " بدجنسه" ی فیلم عین قمه کشای گود عربا بلغور میکنه و ... معلومه که این دوست من باور میکنه که روحیه ش با آمریکائیا خیلی هم جور در میاد! اما همینکه پاش به اونور آب میرسه، توی همون برخورد اول واقیت مثل مشت میخوره توی صورتش! اینکه " آرتیسته" - بخون مامور اداره مهاجرت- هیچ شباهتی به هیچکدوم از آدمائی که تا حالا توی زندگیش دیده نداره! " معشوقه"ه – بخون زن همسایه- اصلنم شباهتی به " دختر همسایه مون" نداره! و همینطور بگیر و برو! تازه میفهمه که فریب ترکیب نا هماهنگ" رویای آمریکلئی" با " جعلیات ایتالیائی" و " دوبله ی ایرانی" رو خورده! نتیجه شو خودتون حدس بزنین!

|+| نوشته شده توسط فرهاد در شنبه دهم اسفند 1387  |
 
 
بالا