طرف گفت: اینا رو به کسی یاد نده! دس زیاد میشه وا!
- خب بشه، که چی؟!
- که چی؟!! انگار یه کیک و به جا اینکه خوت نوش جون کنی، قسمت قسمت کنی!
- خب، چه اشکال داره؟
- ای بابا! تو چقد خنگی! ینی اینکه اونوخ باس با دیگرون قسمتش کنی! به خوت کمتر میرسه وا!
- خب؟
- آدم عاقل چیزی رو که داره که مفتی با دیگرون قسمت نمیکنه! عین اینه که کیک و ده قسمت کنی، خب سم خوت کوچیک میشه! حالیت شد؟!!
- حالیم که بود، خواستم بذارم که ته ته حرفاتو بزنی! این تمثیلت یه اشکال اساسی داره، اینکه " تقسیم" کردن رو با یه چیز شکمی مثل کیک مثال زدی و نتیجه گیریتم بر حسب این مثال ، شخمی از آب در اومد!
چرا فکر نمیکنی که موضوع تقسیم دانش و اطلاعات رو بهتره به جای کیک با دینام دوچرخه مثل بزنی، که هر چی بیشتر حرکت کنه نیروی بیشتری تولید میکنه، تموم که نمیشه هیچ بهش اضافه هم میشه.
- برو بابا! منکه کیکمو با هیشکی قسمت نمیکنم!
|
+| نوشته شده توسط
فرهاد در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387
|