
مدت زیادی كه اینجا سکوت کردم . گاهی وقتا اینقدر گفتنی هست كه بهتره آدم ساکت بمونه. از زمان انتخابات تا حالا دست کم هزار بار میخواستم كه چیزایی رو بنویسم اما سکوت کردم، آخه نه تحلیلگر سیاسی هستم نه اصلا اینکه من چی فکر میکنم یا چی حس میکنم برای کسی اهمیتی داره ، یعنی نبایدم داشته باشه، اگه قرار باشه به نظر و احساس ۶ میلیارد جمیعت این سیاره نگون بخت گوش داده بشه كه نمیشه! میشه؟ نه دیگه نمیشه كه.
خوب این مدت ساکت موندم و بیشتر خوندم كه بفهمم دیگران چی میگن؟ همیشه كه نباید حرف زد، میشه هم فقط گوش داد، خوب منم این کار کردم، البته توی این مدت سید یعقوب چند تا ایده ناب اقتصادی و سیاسی جدید و انقلابی هم برم فرستاد كه نظر بدم، منم نظر دادم، نمیدونم ایده هاش تا چه حد با استقبال رو به رو بشن؟ اما ظاهرا یکی از مغذای بزرگ اقتصادی کشورمونه، حیف كه قدرش رو نمیدونن. والا دلم خونه. به قول ادیب بزرگمون: دلمون بدجور گرفته! البته اینم اشکالی نداره، دل برای همین چیزا درست شد دیگه: بگیره، باز بشه، تنگ بشه... خلاصه یک تکه عضله اس كه کارش همین چیزاس دیگه، شما نگران من نباشین، این نیز بگذارد. تا حالش كه دوم آوردیم باقیشم دوام میاریم.
|
+| نوشته شده توسط
فرهاد در یکشنبه سوم آبان 1388
|