دیدار دوست



معمولن توکا از اولین دوستامه که هر وقت به تهران میرم میبینمش، این به دوستی عمیق و کهنمون برمیگرده که ما دو نفر رو برغم  سلیقه های متفاوتمون در باره ی خیلی چیزا همچنان به هم چسبیده نگه میداره، دیدار این بارمونم مثل همیشه سرشار بود از خوشی و درددل و ... 

سلام



تهران زیبا بود و شلوغ! با صفا بود و به هم ریخته! سرشار بود از دوستی و مهر، بی هدفی و سرگردونی! کار بود و دیدار یاران و عزیزان، خواستنی بود و گیج کننده! سفری بود سخت کوتاه اما سازنده، کارگاه نمایش تاملی به خوبی برگذار شد، دیدار گروه کوچکی از دوستان دست داد و آنهم به دلیل کمبود وقت کوتاه بود و ناکافی. امروز سحرگاه با تهران که تا زانو توی برف فرو رفته بود خداحافظی کردم و امید که در طی روزهای آینده گذارشی از این سفر رو براتون بنویسم.

بدرود!

دوستان!
 عازم سفری دو هفته ای هستم و امید که این غیبت منو بهانه نکنین و فرار کنین!
همینجا باشین تا برگردم خدمتتون!


من میدونم!

 

 

تفاوت رشد و شکل و خاصیت درختا و گیاهان جنگل نه تنها ناپسند نیست ، بلکه علت اصلی زیبائی جنگله، در مورد آدمام همینطوره، زیبائی جامعه ی بشری در وجود تفاوت بین آدماس ، تفاوتهای ظاهری، اخلاقی، اعتقادی، سلیقه ای و غیره واما همینکه نوبت آدما میشه خیلی از ما سعی میکنیم که به هر وسیله ی ممکن دیگران رو وادارکنیم تا همه مثل ما فکر کنن یا تابع مدل پیشنهادی ما رفتار و پندار کنن! به قول نسرین:شکی نیست که گل سرخ یکی از زیباترین گلهاس، اما قکرشو بکن که اگه سرتاسر دنیا فقط گل سرخ کشت کنن، دیگه آدم با دیدن این گل استفراغش میگیره!

ما میخوایم که بچه مون، دوستمون، همکارمون، همسایمون، همشهریمون و همینطور بگیر و برو جلوووووووووووو! اونطوری باشه که" من درست میدونم!" درست و غلطشم باز" من میدونم!" جالبتر اینکه حتا تا دم مرگ طرف هم کوتاه نمیایم! باید هر طور و هر وقت که شده اونارو وادار به قبول معیارا و سلائق خودمون بکنیم!