معمولن توکا از اولین دوستامه که هر وقت به تهران میرم میبینمش، این به دوستی عمیق و کهنمون برمیگرده که ما دو نفر رو برغم سلیقه های متفاوتمون در باره ی خیلی چیزا همچنان به هم چسبیده نگه میداره، دیدار این بارمونم مثل همیشه سرشار بود از خوشی و درددل و ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 18:57 توسط فرهاد
|
تهران زیبا بود و شلوغ! با صفا بود و به هم ریخته! سرشار بود از دوستی و مهر، بی هدفی و سرگردونی! کار بود و دیدار یاران و عزیزان، خواستنی بود و گیج کننده! سفری بود سخت کوتاه اما سازنده، کارگاه نمایش تاملی به خوبی برگذار شد، دیدار گروه کوچکی از دوستان دست داد و آنهم به دلیل کمبود وقت کوتاه بود و ناکافی. امروز سحرگاه با تهران که تا زانو توی برف فرو رفته بود خداحافظی کردم و امید که در طی روزهای آینده گذارشی از این سفر رو براتون بنویسم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۸۷ ساعت 23:35 توسط فرهاد
|
تفاوت رشد و شکل و خاصیت درختا و گیاهان جنگلنه تنها ناپسند نیست ، بلکه علت اصلی زیبائی
جنگله، در مورد آدمام همینطوره، زیبائی جامعه ی بشری در وجود تفاوت بین آدماس ،
تفاوتهای ظاهری، اخلاقی، اعتقادی، سلیقه ای و غیره واما همینکه نوبت آدما میشه
خیلی از ما سعی میکنیم که به هر وسیله ی ممکن دیگران رو وادارکنیم تا همه مثل ما فکر
کنن یا تابع مدل پیشنهادی ما رفتار و پندار کنن! به قول نسرین:شکی نیست که گل سرخ
یکی از زیباترین گلهاس، اما قکرشو بکن که اگه سرتاسر دنیا فقط گل سرخ کشت کنن،
دیگه آدم با دیدن این گل استفراغش میگیره!
ما میخوایم که بچه مون، دوستمون، همکارمون، همسایمون، همشهریمون و همینطور
بگیر و برو جلوووووووووووو! اونطوری باشه که" من درست میدونم!" درست و
غلطشم باز" من میدونم!" جالبتر اینکه حتا تا دم مرگ طرف هم کوتاه
نمیایم! باید هر طور و هر وقت که شده اونارو وادار به قبول معیارا و سلائق خودمون
بکنیم!
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 14:47 توسط فرهاد
|
فرهاد هستم از نوع فروتنیان. ساخته و پرداخته ی تهران. بیست سالیه در بلاد فرنگ زندگی میکنم. برای فرار از بیکاری سرم را به شکل حرفه ای به طراحی و تئاتر و نوشتن و سرودن و کلی امور باطله ی دیگر گرم میکنم و نوشتن در این فضای مجازی جزئی از این طرح ... تا اینجاشو که نوشتم بقیه را خودتان حدس بزنید!