محض خنده


- من میگم که هنر وظیفه  سیاسی داره
- اشتباه میفرمایین ، سیاست وظیفه  هنری داره
- هر دو از مرحله پرتین! هنر باید شاعرانه باشه
- عقیده  من اینه که شعر باید سیاسی باشه
- موافقم!هنر اجتماعی مقدمه
- مزخرف  میگی! هنر آزاد مقدمه
- هنرمند خارج از کشور به درد نمیخوره
- اما  هنرمند داخله کشور دامنهء دیدش محدوده
- هنرمند باید توی خاک خودش بمونه و کار کنه
- بر عکس هنرمند باید بره و جهان رو ببینه، دیدشو باز کنه
- فقط ماییم که هنرمندیم!
- فقط اونا  هنرمندان!
- باید زیر فشار و سختی کار کرد تا هنر شکوفا بشه.
- هنر باید در فضایی آزاد خلق بشه.
-سانسور به رشد هنری کمک میکنه.
- سانسور هنر رو به قتلگاه میبره
- ....................................
-...................................
- ........................................
- ..................................
همه سعی میکنیم که بیانیه صادر کنیم
همه حق داریم
همه درست میگیم
همه باید دیگران رو متقاعد کنیم که هنر دقیقن و فقط همونه که ما میگیم
همه به دور از اشتباهیم
همه به حقیقته هنر واقفیم
همه زیر فشاریم
همه حقمون ازمون گرفته شده
همه در قبال مردم   مسولیت داریم
همه فقط در برابر هنر مسولیت داریم
همه
همه
همه
همه باید دیگران رو امر به معروف کنیم
همه باید مثل من فکر کنن
راه من بهترینه
فکر من عالی ترینه
منم که حقیقت هنرو درک کردم
منم که پرچمدار به حق هنرم
منم که در تاریخ هنر باقی میمونم
منم که
منم که
و دیگران....
همه نادانند
همه گمراهند
همه بی هنرند
همه فراموش خواهند شد
همه به درک خواهند رفت
همه به زباله دان تاریخه هنر ریخته خواهند شد
همه ...... غیر از من!
هیچکس مثل من درد های اجتماعی رو نمیشناسه
هیچکس مثل من هنر رو نمیفهمه
هیچکس مثل من به وطنش پابند نیست
هیچکس مثل من جهان بینی نداره
.....
حالا اگه کسی جرات داره دهنشو باز کنه ! تا بهش بفهمونم که....
میهن دوستی یعنی چی!
تعهد هنری یعنی چی!
زیبایی شناسی یعنی چی!
شهامت هنری یعنی چی!
محبوبیت یعنی چی!
موفقیت یعنی چی!
... یعنی چی!....یعنی چی! 


خشونت

یه نفر با یه مجسمه زده توی صورت برلوسکونی! پنجاه هزار نفرم از طریق فیس بوک این کارو تائید کردن! خیلیا از این بابا دلخورن که داره ایتالیا رو به سمت بدبختی و انحطاط سیاسی  و اقتصادی هل میده.

اما آیا خشونت راه حل مسائل اجتمائیه؟ یا فقط باعث رشد دیکتاتوری میشه؟ این بحث روزه.

شما با هم فامیلین؟



- شما با شاهرخ فروتنیان فامیلین؟
-بله پسر عموم هستن.
- شما با فرهاد فروتنیان فامیلین؟
- بله پسر عمومه .
این قضیه ۳۰ ساله كه تکرار میشه، و جواب هم همیشه همینه. مشکل از اونجا شروع شد كه شاهرخ وقتی بچه بود عاشق نقاشی بود و من عاشق  هنر نمایش ، بعدش من رفتم دنبال نقاشی و شاهرخ رفت دنبال چیزی دیگه، سالها بعد من دوباره رفتم سراغ کار نمایش  و شاهرخ رفت دنبال نقاشی، چند سال بعدش من دوباره رفتم سراغ نقاشی و شاهرخ رفت سراغ بازیگری و... خلاصه دور و بر یا  بلاخره نفهمیدن كه کدوم یکی از ما چیکار میکنه؟! کی نقاش و کی بازیگره  ؟ حالا وضع شاهرخ میشه گفت كه معلوم شده، دست کم از نظر مردم اون بازیگره ، وضع من شلوغ تر از این حرفاس، هنوزم مثل گذشته همه این کارا رو میکنم،  حالا این شده مشکل مردم و هر کدوم از ما باید به هر مناسبتی اینو توضیح بدیم.  اگه با این توضیحات  این موضوع برا ی شما روشن شده  و روزی به یکی بر خوردین كه همچین چیزی رو پرسید جوابشو لطفن بدین. ما كه خودمونم نفهمیدیم چی شد!


ماههای اخیر اینقدر از خونه ام دور بودم که آرزوی لم دادن روی همین مبل و تماشای برنامه های مزخرف تلویزیون و بد و بیراه گفتن به سازنده هاش، بردن سطل آشغال به پائین ساختمون و... شده بود رویا!

در برلین با یه گروه بیست نفره بازیگر از اطباع ترکیه بگیر تا سومالی، آلمان و ارمنستان، اسپانیا و ایتالیا کار کردم. ده روز تمرین فشرده و 25 اجرا دم دیوار برلین( که دیگه نیست) تجربه ی خوبی بود، از این شهر خوشم اومد، البته از آدماش، از هر رنگ و قبیله و ملتی اینجا زندگی میکنن، معرکه بود. سفر بعدی به سلامتی شما " والنسیا"س در اسپانیا که 40- 50 روز دیگه اس و باز همین نمایش و باز گروه جدید بازیگران اسپانیائی! روز از نو و روزی از نو! کم کم دارم از این نمایش خسته میشم( با اینکه یکی از بهترین کارای زندگیمه) میخوام کار جدیدی شروع کنم. اما از دیدار مکانها و آدمای جدید سیر نمیشم.