
ماههای اخیر اینقدر از خونه ام دور بودم که آرزوی لم دادن روی همین مبل و تماشای برنامه های مزخرف تلویزیون و بد و بیراه گفتن به سازنده هاش، بردن سطل آشغال به پائین ساختمون و... شده بود رویا!
در برلین با یه گروه بیست نفره بازیگر از اطباع ترکیه بگیر تا سومالی، آلمان و ارمنستان، اسپانیا و ایتالیا کار کردم. ده روز تمرین فشرده و 25 اجرا دم دیوار برلین( که دیگه نیست) تجربه ی خوبی بود، از این شهر خوشم اومد، البته از آدماش، از هر رنگ و قبیله و ملتی اینجا زندگی میکنن، معرکه بود. سفر بعدی به سلامتی شما " والنسیا"س در اسپانیا که 40- 50 روز دیگه اس و باز همین نمایش و باز گروه جدید بازیگران اسپانیائی! روز از نو و روزی از نو! کم کم دارم از این نمایش خسته میشم( با اینکه یکی از بهترین کارای زندگیمه) میخوام کار جدیدی شروع کنم. اما از دیدار مکانها و آدمای جدید سیر نمیشم.