سودای تمام قدرتمندا، نشستن به تخت فرمانروائی به تمام کائنات بوده و هست و خواهد بود.

این زمان دور دور آمریکاس! مثل همیشه عطش تسخیر جهان این نوامپراطور رو با خودش به همه طرف میکشه، سیرمونی هم نداره و نمیشه سرزنشش کرد چون این طبیعت قدرته که باید اینقدر بره و بره تا کاسه اش لبریز بشه و مثل اسلافش سرریز! تا تشنه ی بعدی کاسه ی خالی قدرت رو از زمین ورداره و راه بیفته به دنبال اون سراب!

این وسط باید برای حفظ قدرت به هر دری زد! حتا اگه لازم باشه یه چند وقتی نقش به ظاهر اول رو- که در واقع نقش سوم نمایشنامه اس- به مخالفین بدی! این روزا کلی از خلائق امیدشونو بستن به" اوباما" نامزد حزب دمکرات امریکا، که بلکه رئیس جمهور شدنش فرجی بشه که برای مدتی اهالی بخت برگشته ی این سیاره نفسی به راحتی بکشن! به این امید که چون رنگ پوستش یه هوا به سیاهی میزنه، قدمی برای خلائق ندار و ستمکش ورداره! من به علت لوچیم هر چی زور میزنم هنوز ارتباط روشنی بین " رنگ" و " نیرنگ" نمیبینم! حتمن اشکال از منه، وگرنه دلیلی نداره که میلیونها امریکائی بیخودی، یا از زور درموندگی، یا سادگی، به این انتخابات امید بستن.

فعلن همه ی دنیا چش به نتیجه ی این انتخابات دوختن: کی میبره؟ خرا یا فیلا؟!

ظاهرن سرنوشت این سیاره ی بدبخت افتاده به دست این دو تا حیوون! خدا رحم کنه!